سلام به همه ی اون با معرفتهایی که به وبلاگم سر میزنند و نظر یادشون نمیره منم یادم نمیره حتما بهتون سر میزنم به وبلاگم خوش آمدید... این مطلب برای همه ی ما است لطفا بخونیدش .. پدر یعنی: اون کسی که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید ماشین رو داد دستش درحالیکه چشمانش پر از گریه بود گفت: حالا تو موهای منو بتراش.
پدر یعنی: کسی که ” نمی توانم” را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم.
پدر یعنی: اونی که طعم پدر داشتنو نچشید اما واسه خیلی ها پدری کرد.
پدر یعنی: اونی که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچه اش کف خونه کسی رو جارو نزنه.
پدر یعنی:اونی که هروقت میگفت “درست میشه” تمام نگرانی هایمان به یکباره رنگ میباخت.
پدر یعنی: اونی که وقتی پشت سرش از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه… و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد. خواهش میکنم اگه خوندین اول نظر بعد یه اس هر چی که دوست داشتین به پدر عزیزتون بدین ... راستی اونهایی که باباشونو از دست دادن برای باباشون یک فاتحه بخونن ...و یک مطلب زیبا در مورد پدر برای یادبود بنویسن با تشکر..